هیج چیز ارزش ماندن ندارد . حتی خودم .
چی بگم از کجا بگم ؟
چیزی نیستا ، ولی چرا یه جیزی هست . همون چیزی که نیست ، هست .
خسته ام ، پکیده ام ، بریده ام از همه چیز .
هیچ جیز شادم نمی کنه .
حالا باز بگین :
اه باز دوباره این دیوونه شد ، می خواد خودش بگیره ، شعور درستی
که نداره .
ولی
تغییرات لازمه . دوست دارم فقط بخوام . دوست دارم تو عالم خودم باشم .
چت ( م ) هههههههههه .
آی دنت نو
وای گلی که خم بدادم پیچ و تابش ......
..
گل از ما دیگری گیره گلابش